جملات دلتنگي عاشقانه

جملات دلتنگي عاشقانه

دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه بر گشتم . . .

&&&&&

چراغ دل تاریکم از این خانه مرو / آشنای تو منم بر در بیگانه مرو

شمع من باش و بمان نور ز تو اشک ز من / جانفشان تو منم در بر پروانه مرو

سوختی جان مرا آه مکن اشک مریز / از بر عاشق دلداده غریبانه مرو . . .

&&&&&

بیهوده در اضطراب ماندیم همه / در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد / عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه . . .

&&&&&

جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم

&&&&&

زندگی تلخ ترین خواب من است ، خسته ام ، خسته از این خواب بلند . . .

&&&&&

بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را / اشک و آه و ناله ها و درد را

می نویسم بی تو بودن های من پایانم است / بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را . . .

&&&&&

دلتنگ که باشی هیچ کس جز دلدار به دادت نمی رسه ، دلداده ی دلتنگیاتم . . .

&&&&&

تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز

هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . .

&&&&&

وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا

هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا . . .

&&&&&

آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم . . .

&&&&&

شب شکست ، پیمان شکست ، عهدی شکست ، قلبی شکست

از شکست هر شکستی بر دلم آهی نشست . . .

&&&&&

اگه به تو زل نمیزنم ، رازی است که با نگاه فاش میشود . . .

&&&&&

عشق یک واژه زلال است ، تو باید باشی ، قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی . . .

&&&&&

از فراق تو مرا هر نفسی صد آه است ، از تو غافل تیستم ای دوست خدا آگاه است . . .

&&&&&

بلند ترین شاخه درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهائیست . . .

&&&&&

زندگی پرتو عصر است که در بزم وجود ، به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است . . .

&&&&&

بمون بگو چکار کنم ، دنیا پر از درد و غمه / تموم زندگیم توئی ، تو هم که اخمات تو همه !

&&&&&

گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست .

&&&&&

دل های پاک خطا نمیکنند ، سادگی میکنند

و امروز سادگی ، پاک ترین خطای دنیاست . . .

&&&&&

آنکه میگفت منم بهر تو غم خوار ترین / چه دل آزار ترین شد ، چه دل آزار ترین . . .

&&&&&

آتش زدی به تار و پودم ای عشق / بر هستی و بر بود و نبودم ای عشق

سر خورده و بی چاره و خوارم کردی / من با تو مگر چه کرده بودم ای عشق . . . ؟

&&&&&

تو ای زیبا ترین نیلوفر من ، بخوان غم را تو از چشمان خیسم

بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من . . .

&&&&&

دوباره فال حافظ میگیرم ، دوباره توی فالمی

همیشه در خیالتم ، اگر چه بی خیالمی . . .

&&&&&

برای آمدنت انتظار کافی نیست / دعا و اشک و دل بی قرار کافی نیست

خودت دعا بکن ای نازنین که برگردی / دعای این همه شب زنده دار کافی نیست . . .

&&&&&

ة ة

مشتاق دیدارت شده بودم ، چشامو فرستادم تا ببینمت !

&&&&&

نمیدانم پس از مرگم که آید بر مزار من که بنشیند به سوگ من

سیاه چشمی سیاه بر تن کند یا نه ، ترا سوگند به جان دلبرت سوگند

مرا هم یاد کن آن شب که من در زیر خاک سرد تنهایم . . .